ملیکا بانو

1

دخترکم

ملیکا تا این لحظه ، 2 سال و 14 روز و 3 ساعت و 6 دقیقه و 7 ثانیه سن دارد ...
6 فروردين 1393

بدون عنوان

سلام عزیزم.یه ماه دیگه تولدته چه زود گذشت... وای خدا جون دلبرم بزرگ شد 10 دی بود که برای اخرین بار بهت شیر دادم.چقدر سخت بود وقتایی که میومدی و شیر میخواستی و بهت نمیدادم بمیرم برات عزیزم.روزای سختی بود ولی خدا روشکر زیاد اذیت نشدی. شبا دیگه به جای شیر خودم برات تو شیشه شیر میریزم میخوری و برات شعر میخونم تا خوابت ببره. به دایی میگی دا، به ریحانه میگی ننه ،به محدثه میگی د،پارسا روهم با صدا میکنی. عاشق اب بازی هستی ...
3 فروردين 1393

بدون عنوان

سلام عسلم ملیکای قشنگم 14 تا دندون داری من که عاشق این مرواریداتم بابا یه مسواک خوشگل برات خریده شبا برات مسواک میزنم البته به زور ازم میگیری و میخوای خودت بزنی کلمه جدیدیم که یاد گرفتی "داغه" هست دستتو میزنی به لیوان چایی و میگی داغه 1 2 3 4 هم میگی ولی به زبون شیرین خودت نفسم یه اتفاق خوبم برام افتاد که همش به خاطر توئه.بهار یکی از دوستای دانشگام من و بعد چند سال پیدا کرد البته از طریق دیدن عکسای تو توی نی نی ویلاگ و شباهت تو به من.قربون عشقم بشم من ...
10 آذر 1392

بدون عنوان

سلام دخترکم. خوبی؟ 2 روز پیش هی اومدی به پام زدی و گفتی مام مـــــــــــــــــــــــــام .منو میگی؟ ذوق مرگ شدم. یه کیفی داد بهم ایــــــــــــــــــــــــــــــی فرداش بابا رفته بود حمام رفتی پشت در حمام وایسادی و داد زدی باب بـــــــــــــــــــــــاب خدائیش حس بینهایت لذت بخشی بود و اینجا بود که فهمیدم معنی مامان بابا رو فهمیدی عشقم. ولی با یه آهنگ قشنگی مام و باب میگی که دل آدم ضعف میره ...
30 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ملیکا بانو می باشد