ملیکا بانو

1

بدون عنوان

٥شنبه بود دست بابا رو گرفتی بلند شدی بعد یهو دستشو ول کردی دیدم خداجــــــــــــــــــــــونم عشقم 3 ثانیه وایساد خیلی کیف داد خیلی دیگه از اون روز بر ثانیه های ایستادنت افزوده شده ...
23 بهمن 1391

و بازهم بانــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

به به به عشق من 2 دندونه شده.دیروز ریحانه یهو گفت خالــــــــــــــــــــــــه بیاین ملیکا یک دندون دیگم داره نگاه کردم دیدم 2 تا دندون پایینش دراومده منو میگی ذوق مرگ شدم دخترم دیگه خانم شد البته به واسطه 2 تا دندون فک کن دختر خانم من یه مشغله دیگم داره جدیدا کافیه یه جا چند تا تکه لباس روی هم چیده شده باشه یا اینکه در کمد لباس ها باز باشه بچم تا همه رو به هم نریزه یا لباس ها رو تخلیه نکنه از کمد آروم نمیگیره چی کار کنم به نظم و انضباط اهمیت خاصی میده اصلا تحمل دیدن وسیله ای رو اعم از کوسن عروسک و ... رو مبل نداره تند تند همه رو در عرض چند ثانیه میریزه زمین گفتم  که همش به خاطر نظمه 2-3 روزم هست که ذکر بابابا...
17 بهمن 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ملیکا بانو می باشد