ملیکا بانو

1

ملیکا و کربلا

اربعین امسال با مامانی و یایایی رفتیم کربلا.سفر خیلی خوبی بود. اول میخواستیم کالسکه رو برات برداریم بعد دیدیم ویلچر مادرجان بهتره شمام توش راحت تری . هم پیاده روی کردی هم سوار شدی هم بغل شدی هم رو کول یایا رفتی هم وسط راه نشستی گریه کردی خلاصه همه کار کردی شما... عاشق چایی هاشون شده بودی هروقت خسته میشدی و گریه میکردی تا میگفتیم بریم چایی بخوریم سریع ساکت میشدی و میگفتی بیـــــــــــــم(بریم). ملیکا تا این لحظه ، 2 سال و 9 ماه و 17 روز سن دارد ...
9 دی 1393

گذر زمان

سلام عزیزم تو این مدت کارهات تند تند پیشرفت کرد.انگار یهویی بزرگ شدی عشقم هر کاری بهت میگم سریغ میگی چشـــــــــــم حالا انجام دادنش بماند. کوچکترین کاری که برات یکنیم سریع میگی "منونم"(ممنونم) شکرخدا حرف زدنت تو این چند هفته یهدفعه ای فرق کرد.کلمه ها رو خیلی بهتر میگی خودت با هزار زحمت شلوارتو میپوشی   ...
9 دی 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ملیکا بانو می باشد