ملیکا بانو

1

آبله مرغون

1396/1/9 19:40
نویسنده : فازی
55 بازدید
اشتراک گذاری

تعجبتعجب

فردای سال تحویل بود دیدم یه دونه زده تو صورت خوشگلت.گفتم وای ملیکا ببین انقد شکلات خوردی جوش زدی گیجعصر دیدم ای وای تو ابروت یکی دیگه زد دیگه گفتم ملیکا شکلات ممنوعبای بای

مامانی اومدن موها تو ببندن گفتن شکلات چیه اینا آبله مرغونهغمگین

فرداش از شمال حرکت کردیم اومدیم سمت خونه که شما راحت باشی خونه

دیگه مشغول حمام رفتن شما و پماد زدن و دارو دادن به شما بودیم

اینم از ماجرای 13 روز عید ما تو سال 96

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ملیکا بانو می باشد